باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 301نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز
9 اشعار
غزل شمارهٔ 302از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز
10 اشعار
غزل شمارهٔ 303مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز
9 اشعار
غزل شمارهٔ 304گر به دل خلوت نداری از جهانبانی گریز
12 اشعار
غزل شمارهٔ 305سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
8 اشعار
غزل شمارهٔ 306ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 307کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 308گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 309اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 310شورش عشق از دل شیدا مپرس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 311فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 312به امید توام خرسند ازین پس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 313از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
8 اشعار
غزل شمارهٔ 314ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 315بگو به دیر خرابات السلام و مترس
12 اشعار
غزل شمارهٔ 316خسته را فاتحهای از لب خندان تو بس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 317ای که نامه مینویسی سوی من فرمان نویس
7 اشعار
غزل شمارهٔ 318صبح شد راه شهر و برزن پرس
10 اشعار
غزل شمارهٔ 319دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
8 اشعار
غزل شمارهٔ 320با حکمت ایستادهام اینم پناه بس
11 اشعار
غزل شمارهٔ 321تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس
9 اشعار
غزل شمارهٔ 322تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس
11 اشعار
غزل شمارهٔ 323به اختیار تو در باختم ارادت خویش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 324دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 325یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 326در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش
15 اشعار
غزل شمارهٔ 327از خوی کریم تو گنه گشت فراموش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 328بزم خالی می شود مطرب خموش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 329داشتم از درد جدایی خروش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 330غیرتم بانگ زد که: دور او باش
12 اشعار
غزل شمارهٔ 331حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 332از فراق یار ناخشنود خویش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 333هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش
12 اشعار
غزل شمارهٔ 334ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 335گر جهان کشته بیداد شود برگذرش
12 اشعار
غزل شمارهٔ 336آن که غایب از نظر گردید درمییابمش
8 اشعار
غزل شمارهٔ 337خرامان آمد از می در سر آتش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 338به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
8 اشعار
غزل شمارهٔ 339بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 340شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
6 اشعار
غزل شمارهٔ 341بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 342هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 343یا در درون قبه این آسمان مباش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 344کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
10 اشعار
غزل شمارهٔ 345بزم میسازیم سامان گر نباشد گو مباش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 346از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش
7 اشعار
غزل شمارهٔ 347مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش
9 اشعار
غزل شمارهٔ 348بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 349بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 350رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
11 اشعار

