Toggle stanza 1
خرامان آمد از می در سر آتش
1

خرامان آمد از می در سر آتش

چو او آمد درآمد از در آتش

2

بنفشه کرده خندان بر بناگوش

چو بر طرف کله نیلوفر آتش

3

ز رنگ آمیزی آن زلف و رخسار

سمندر کرده از خاکستر آتش

4

لبش افروخته از خنده مجمر

ز عشقش سوخته عود تر آتش

5

ز هر سو هندوی آتش پرستی

به گرد عارضش رقصان بر آتش

6

برو پروانه جان افشان و از رشک

فشاند شمع هر دم بر سر آتش

7

اگر آن بت خلیل الله بسوزد

برد بهر خوش آمد آزر آتش

8

گر انکار آورد، آن لب عجب نیست

که روح الله زند در ما در آتش

9

اگر دوزخ به آن لب برفروزند

گل و ریحان شود بر کافر آتش

10

به جنت سوز عشقش گر نباشد

شود بر مؤمن آب کوثر آتش

11

«نظیری » کام دل از سوختن جوی

شود پروانه را بال و پر آتش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور