غزل شمارهٔ 302
Toggle stanza 1از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز
11
از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز
بر آتشی نتاخته پروانه ام هنوز
22
صد نیش تلخ خوردم و صدنوش خوشگوار
درد هزار مست به پیمانه ام هنوز
33
فریاد مطربان به سر خم فرو نشست
غوغای عام بر سر دیوانه ام هنوز
44
بس قلب ها بدل شد و بس کیش ها دگر
روی نیاز خلق به ویرانه ام هنوز
55
تا هست پیر دیر ره فیض بسته نیست
از کعبه می برند به بتخانه ام هنوز
66
اختر دلیل و صدق سبیل و قضا وکیل
دربند قال سبحه صد دانه ام هنوز
77
هرچند کو به کوی برندم به عاریت
آیین شهر و زینت کاشانه ام هنوز
88
تصنیف عشق و معنی ترکیب دیگرست
من شرح نکته یی ز صد افسانه ام هنوز
99
آشفتگی عقل به مستی برون برم
مردم گمان برند که فرزانه ام هنوز
1010
بازم به بزم وصل «نظیری » چه می بری
در انفعال گریه مستانه ام هنوز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

