غزل شمارهٔ 334
Toggle stanza 1ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
11
ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
تا بعد ازین چه آوردم روزگار پیش
22
راهم قضا به طرفه فضایی فکنده است
خوف سوار در پی و گرد شکار پیش
33
من در میان لجه خونین فتاده ام
گو دیگری قدم ننهد از کنار پیش
44
بعد از هزار سعی که بر در رهم دهند
آرند یک بهانه به صد انتظار پیش
55
گیرم که باغبان قفسم بشکند چه سود
گل در حجاب گلبن و صد نیش خار پیش
66
ساقی دل از تأسف دورم ملول شد
پیش آر مستیی که نیارد خمار پیش
77
از گفتگوی موعظه گویان دلم گرفت
هرگز نیامدست مرا هوشیار پیش
88
رود مغان و درد صراحی سرود شعر
هرگز جز این نبوده مرا فکر و کار پیش
99
دیگر چه اجر طاعت ازین خوب تر دهند
جام شراب در کف و روی نگار پیش
1010
ما از قضا به قسمت امروز راضییم
گر هست ساعتی به ازین گو بیار پیش
1111
گر چون نبیت معجزه در آستین نهند
دست از پی سؤال «نظیری » مدار پیش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

