Toggle stanza 1
ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
1

ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس

در جهان عشق زادیم از دیار ما مپرس

2

دوش در یک بزم با او تا سحر می خورده ایم

نرگس مخمور او بین وز خمار ما مپرس

3

هر شکایت بود از فرقت به خلوت گفته شد

از تلافی های بخت حق گذار ما مپرس

4

وقت ما آیینه رخساره معشوق ماست

حسن روی او نگر از روزگار ما مپرس

5

چشم گریان آوریم و جان پر حسرت بریم

گو کس از آغاز و از انجام کار ما مپرس

6

در خلاص امتحان صدبار آتش دیده ایم

نقد دارالضرب عشقیم از عیار ما مپرس

7

ما ضعیفان قصد منزلگاه عنقا کرده ایم

از هزار ما یکی ماند شمار ما مپرس

8

فضل او چون ما بسی را بی سبب بخشیده است

باعث آمرزش آمرزگار ما مپرس

9

قصه ما را «نظیری » نیست هرگز انتها

بحر بی پایان عشقیم از کنار ما مپرس

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور