باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 1101جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1102ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1103ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1104ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1105از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1106هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1107نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1108رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1109قمر برید ز من مهر و من خراب قمر

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1110منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1111رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1112سپیده دم که گهربار بر در گلزار

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1113آراست همه عرصه آفاق به زیور

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1114ای سرم را به خاک پات نیاز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1115فزون شد عشق جانان روز تا روز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1116ز من چو دل ربودی رفت جان نیز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1117گشادی چشم خواب آلود را باز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1118بر جان من شکسته دل باز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1119مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1120در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1121مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1122سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1123رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1124دل ز تن بردی و در جانی هنوز

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1125تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1126افتادگان راه توییم از سر نیاز

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1127کجا بود من مدهوش را حضور نماز!

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1128خیال دوست به چشم من اندر آمد باز

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1129دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1130نازنینان و چاربالش ناز

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1131شب زلف تو شد نشانه روز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1132باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1133بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1134یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1135بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1136با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1137کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1138بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1139خرابی من از آن چشم پر خماری پرس

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1140دل ببردی به جنگجویی و بس

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1141ای ز تو کارسازی همه کس

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1142تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1143مرا کاری ست مشکل با دل خویش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1144دل من برد، نتوان یافت بازش

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1145دل من چون شود دور از وثاقش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1146اگر چه پرسش من نیست رایش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1147ماییم و شبی و یار در پیش

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1148دزدانه در آمد از درم دوش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1149ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1150پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش

8 اشعار