غزل شمارهٔ 1117
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1گشادی چشم خواب آلود را باز
11
گشادی چشم خواب آلود را باز
در فتنه به عالم کرده ای باز
22
به دور ماه رویت زلف شبرو
پریشان کاری اکنون کرد آغاز
33
خط سبزت، اگر نه خضر وقت است
چرا شد با لب جان بخش دمساز؟
44
به بستان گر روی، در سجده آید
به پیش قامتت سرو سرافراز
55
ربودی دل ز من، وانگه سپردی
به دست طره دلدوز غماز
66
چه جای جان که بر دل می زند تیر؟
چو گردد ترک چشمت ناوک انداز
77
اگر ندهی به عمری کام خسرو
روا باشد، به غیر او مپرداز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

