غزل شمارهٔ 458
شاعر: جامی
Toggle stanza 1خرامان بگذر ای سرو سرافراز
11
خرامان بگذر ای سرو سرافراز
چو سایه سرو را از پا درانداز
22
بنازم چشم شوخت را که با من
کند صد ناز بیش از بهر یک ناز
33
ز غم گفتی مسوز این هم چنان است
کز آتش شمع را گویند مگداز
44
رقیبت کشته شد الحمدالله
خوش است الحمد را بسمل ز آغاز
55
نسازد بی تو ما را هیچ چاره
بیا بیچارگان را چاره ای ساز
66
چو پر بگشاد مرغ جان پرویز
به بام قصر شیرین کرد پرواز
77
جدا شد از تو جامی و ننالید
ز کشته برنیاید هرگز آواز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

