Toggle stanza 1
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
1

دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دردها دادی و درمانی هنوز

2

آشکارا سینه‌ام بشکافتی

همچنان در سینه پنهانی هنوز

3

مُلک دل کردی خراب از تیغِ کین

واندر این ویرانه سلطانی هنوز

4

هر دو عالم قیمت خود گفته‌ای

نرخ بالا کن که ارزانی هنوز

5

خون کس یارب نگیرد دامنت

گر چه در خون ناپشیمانی هنوز

6

جور کردی سال‌ها چون کافران

بهر رحمت نامسلمانی هنوز

7

ما ز گریه چون نمک بگداختیم

تو به خنده شکّرستانی هنوز

8

جان ز بند کالبد آزاد گشت

دل به گیسوی تو زندانی هنوز

9

پیری و شاهدپرستی ناخوش است

خسروا، تا کی پریشانی هنوز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور