غزل شمارهٔ 1120

Toggle stanza 1
در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
1

در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز

وان زدلگرمی نگوید ترک آزارم هنوز

2

سالها تا گلبن مقصود در می پرورم

ز آب چشمم بر نمی آید گل از خارم هنوز

3

گر چه بر باد هوس شد خرمن امید من

تخم مهرش در میان جان همی کارم هنوز

4

گر چه پر داغ است جان من ز هجر آن نگار

داغ مهرش بر جیبن دوستی دارم هنوز

5

دلبر از کوی محبت پا اگر بیرون نهاد

من به دست ناامیدی سرنمی خارم هنوز

6

زاری و افغان من بی او گذشت از نه فلک

وان نگار آگه نگشت از ناله زارم هنوز

7

گر چه جان خسرو از مهر رخش از دست رفت

تخم عشقش در زمین دل همی کارم هنوز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور