غزل شمارهٔ 1135

Toggle stanza 1
بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
1

بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز

ناله ای کز سوز عشقت داشتم دارم هنوز

2

ای طبیب مهربان، چون رنجه فرمودی قدم

از سر بالین من مگذر که بیمارم هنوز

3

ای به قول دشمنان کوشیده در آزار من

دوستم، با من مشو دشمن که من یارم هنوز

4

مرده ام بی یار و پندارم که دارم زندگی

جان من رفته ست و من با خود نمی آرم هنوز

5

خلق گویندم که خسرو، جامه شیخی بپوش

چون بپوشم، کز میان نگشوده زنارم هنوز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور