غزل شمارهٔ 1141

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: س

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای ز تو کارسازی همه کس
1

ای ز تو کارسازی همه کس

همه را هم تو کارسازی و بس

2

هست عرفان تو به عقل چنانک

کوه سنجد کسی به پر مگس

3

از من ادراک تو بدان ماند

کابلهی کرده باد را به قفس

4

در صفات کمال هستی تو

عقل مست است و ناطقه اخرس

5

پیش حکم تو هست هجده هزار

روز طوفان و باد پاره خس

6

مردم از تو بزرگ معنی شد

نی به صورت بسان فیل و فرس

7

که به یادت نفس زنند به صدق

آسمان بر پرد ز باد نفس

8

زیر پای گلیم پوشانت

پایمال است مفرش اطلس

9

کی رسم در تو من که در پیشت

سد آهن شد از هوا و هوس

10

سوخته باد خسرو از شوقت

راست چون دیو از شهاب قبس

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور