غزل شمارهٔ 1141
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1ای ز تو کارسازی همه کس
11
ای ز تو کارسازی همه کس
همه را هم تو کارسازی و بس
22
هست عرفان تو به عقل چنانک
کوه سنجد کسی به پر مگس
33
از من ادراک تو بدان ماند
کابلهی کرده باد را به قفس
44
در صفات کمال هستی تو
عقل مست است و ناطقه اخرس
55
پیش حکم تو هست هجده هزار
روز طوفان و باد پاره خس
66
مردم از تو بزرگ معنی شد
نی به صورت بسان فیل و فرس
77
که به یادت نفس زنند به صدق
آسمان بر پرد ز باد نفس
88
زیر پای گلیم پوشانت
پایمال است مفرش اطلس
99
کی رسم در تو من که در پیشت
سد آهن شد از هوا و هوس
1010
سوخته باد خسرو از شوقت
راست چون دیو از شهاب قبس
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

