غزل شمارهٔ 1131
Toggle stanza 1شب زلف تو شد نشانه روز
11
شب زلف تو شد نشانه روز
در کن آن شب از کرانه روز
22
طرفه خالی ست در میان رخت
شب که دیده ست در میانه روز
33
روز و شب زان تست، زان خط و خال
دام شب کرده ای و دانه روز
44
روی تو می کند جهان روشن
چه نهی بر جهان بهانه روز؟
55
بنده تست آفتاب که هست
چشم روشن به چشم خانه روز
66
زیر پای تو ریزم، ار یابم
گوهر مشرق از خزانه روز
77
بار ده تا به دولتت بزنم
نوبت ملک پنجگانه روز
88
بنده شد همچو خسروت خورشید
گر چه هست او شه یگانه روز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

