Toggle stanza 1
شب زلف تو شد نشانه روز
1

شب زلف تو شد نشانه روز

در کن آن شب از کرانه روز

2

طرفه خالی ست در میان رخت

شب که دیده ست در میانه روز

3

روز و شب زان تست، زان خط و خال

دام شب کرده ای و دانه روز

4

روی تو می کند جهان روشن

چه نهی بر جهان بهانه روز؟

5

بنده تست آفتاب که هست

چشم روشن به چشم خانه روز

6

زیر پای تو ریزم، ار یابم

گوهر مشرق از خزانه روز

7

بار ده تا به دولتت بزنم

نوبت ملک پنجگانه روز

8

بنده شد همچو خسروت خورشید

گر چه هست او شه یگانه روز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور