Toggle stanza 1
رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
1

رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر

چه بود؟ گلی که رویت ز دو صد بهار خوش تر

2

چه روم به باغ و بوستان چو گلی به تو نماند

ز گلی که بی تو بینم به دو دیده خار خوش تر

3

به یکی سخن که گویی بزید دوباره مرده

که ز آب زندگانی دو لبت دوبار خوش تر

4

چه خوش است یک کرشمه ز برای مردن من

که اگر زیم به دیدن، یکی از هزار خوش تر

5

چه کمان کشی دو چشمم به دو تیر چار کردن

که گر آید از تو گردی دو من و چهار، خوش تر

6

منم و شبی و با دل همه شب حکایت او

که غم دراز گفتن به شبان تار خوش تر

7

چه روم به خاک، جانم کند این سخن به حسرت

که براین تن زمینی ره آن سوار خوش تر

8

غم هجر راست ذوقی که به وصف کس نیاید

تو اگر شراب خواری، ز میت خمار خوش تر

9

چو غلام تست خسرو، زید و بمرد، فریاد

تو ازین دو گوی پیشت که کدام کار خوش تر؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور