باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 5703ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5704مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5705ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5706منم که از جگر لاله داغ می دزدم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5707ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5708ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5709اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5710به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5711جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5712ز ابر تربیت روزگار نومیدم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5713به جرم این که متاع هنر بود بارم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5714گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5715به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5716ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
15 اشعار
غزل شمارهٔ 5717ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5718ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5719چگونه درد خود از مردمان نهان دارم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5720کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5721چو خامه معنی نازک در آستین دارم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5722نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5723ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5724لب خموش و زبان گزیدهای دارم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5725درین سفر که توکل شده است راهبرم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5726به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5727به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5728منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5729ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5730اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5731ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5732چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5733مرا که گفت که دست از عنان یار کشم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5734ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5735ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5736ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 5737از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5738اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5739بس است روی دلی مشت استخوان مرا
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5740ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5741منم که قیمت یاقوت داغ می دانم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 5742منم که مصرف نقد نگاه می دانم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5743ستاره سوخته آتشین عذارانم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5744اگر چه با گل دمساز می شود شبنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5745به تنگ همچو شرر از بقای خویشتنم
آڈیو
11 اشعارغزل شمارهٔ 5746چگونه توبه ز می موسوم بهار کنم
16 اشعار
غزل شمارهٔ 5747چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5748بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم
28 اشعار
غزل شمارهٔ 5749چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5750دلم ز پاسِ نفس تار میشود، چه کنم
آڈیو
13 اشعارغزل شمارهٔ 5751اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5752صفای روی ترا از نقاب میبینم
9 اشعار

