Toggle stanza 1
ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
1

ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل

عنان گسسته تر از موجه سیراب شدم

2

تو از نظاره رخسار خود مشو غافل

که من ز هوش ز نظاره نقاب شدم

3

ز پشت پا که براین خاکدان زدم صائب

به یک نفس چو مسیح آسمان رکاب شدم

4

درین ریاض چو شبنم اگر چه آب شدم

خوشم که محو تماشای آفتاب شدم

5

عجب که صبح قیامت مرا کند بیدار

که از نظاره آن چشم مست خواب شدم

6

امید گنج گهر آب در گلم دارد

ز ترکتاز محبت اگر خراب شدم

7

ز پیچ و تاب اگر رشته می شود کوتاه

یکی هزار من از مشق پیچ و تاب شدم

8

وبال دامن گل نیست خون بلبل من

که من به شعله آواز خود کباب شدم

9

به سیر چشمی من گوهری نداشت محیط

ز چشم شور تهی چشم چون حباب شدم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور