Toggle stanza 1
مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
1

مرا که هست به دل کوه آهن از مردم

سبک چگونه توانم گذشتن از مردم

2

هزار رنگ گل از خار پای خود چینند

جماعتی که نخواهند سوزن از مردم

3

به چار موجه رد و قبول تن در ده

ترا که نیست میسر گسستن از مردم

4

تو آن زمان سر عیار پیشگان باشی

که خویش را بتوانی ربودن از مردم

5

به چشم بسته گل از خار می توان چیدن

به اعتزال توان طرف بستن از مردم

6

اگرنه تیرگی آرد طمع چرا سایل

چراغ می طلبد روز روشن از مردم

7

برآورند سر از جیب آسمان صائب

جماعتی که کشیدند دامن از مردم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور