Toggle stanza 1
ز ابر تربیت روزگار نومیدم
1

ز ابر تربیت روزگار نومیدم

چو تخم سوخته از نوبهار نومیدم

2

ز وصل گل نبود خارپا چنان نومید

که من ز وصل تو ای گلعذار نومیدم

3

پرست از گل بی خار دامن هر خار

در آن چمن که من از نوبهار نومیدم

4

مرا به عالمی افکنده است حیرانی

که در کنار ز بوس و کنار نومیدم

5

ز چار موجه دریای غم کفایت من

همین بس است که از غمگسار نومیدم

6

ز بازگشت گهر چون صدف بود نومید

من آنچنان ز دل بیقرار نومیدم

7

چنین که بخت جفاکار در شکست من است

اگر گهر شوم از اعتبار نومیدم

8

نسیم مصر کجاست یاد من کند صائب

چنین که من ز دیار و زیار نومیدم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور