غزل شمارهٔ 5741
Toggle stanza 1منم که قیمت یاقوت داغ می دانم
11
منم که قیمت یاقوت داغ می دانم
سرشک را گهر شبچراغ می دانم
22
نمی دهم به دو عالم جنون یکدمه را
ستاره سوخته ام قدر داغ می دانم
33
چه لازم است به جام آشنا کنم لب را
نمک فشانی شور دماغ می دانم
44
ز پر شکستگیم بر ستم دلیر مشو
که راه رخنه دیوار باغ می دانم
55
ستاره ریزی کلک سیه زبان صائب
ز فیض خوردن دود چراغ می دانم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

