Toggle stanza 1
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
1

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم

2

به بازگشت رفیقان امیدها دارم

اگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم

3

به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم

به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم

4

من کناره طلب را که چشم بندی کرد

که همچو نقطه پرگار در میان ماندم

5

چنان که معنی نازک ز نارسایی لفظ

نهفته ماند درین تنگنا چنان ماندم

6

نصیب کام و دهانی نگشت میوه من

چو بار سرو درین باغ و بوستان ماندم

7

ز گل نسیم سبکدست دفتری وا کرد

که من خموش چو سوسن به صد زبان ماندم

8

برای زاد سفر نه حضور خاطر بود

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

9

غرور جمع روان شد راه توفیق است

گذشتم از دو جهان تا ز کاروان ماندم

10

ز فکر جسم نپرداختم به جان صائب

ز صد شکار به یک مشت استخوان ماندم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور