باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 4401کیفیت می زاهد فرزانه نداند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4402فیض دم صبح از لب خندان تو یابند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4403در خویش چو گردون نکنی تا سفری چند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4404جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4405خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند

15 اشعار

غزل شمارهٔ 4406داغی که مرا بر دل دیوانه گذارند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4407خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4408هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4409حکم است که کار شب آدینه بسازند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4410از دشت به حی مردم دیوانه نسازند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4411از دست رود خامه چو نام تو نویسند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4412در کوی خرابات گروهی که خموشند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4413آنها که به فردوس رخ یار فروشند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4414تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4415غفلت زدگان دیده بیدار ندانند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4416آنها که نظرباز به نو خط پسرانند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4417چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4418سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4419در کودکی از جبهه من عشق عیان بود

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4420در زیر فلک چند خردمند توان بود

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4421تامنزل من بادیه بیخبری بود

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4422گر یار ز احوال من آگاه نمی بود

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4423با روی تو آیینه روشن چه نماید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4424داغ از جگر سوختگان دیر برآید

16 اشعار

غزل شمارهٔ 4425سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4426آن خرمن گل چون ز در باغ درآید

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4427خطی که ازان چهره روشن بدر آید

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4428آه از دل جویای تو بیتاب برآید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4429حرفی که ازان لعل گهربار برآید

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4430تدبیر محال است به تقدیر برآید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4433آهی که ز دلهای هوسناک برآید

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4434از سفره قسمت لب نانش لب گورست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4435گر چشم تر از پوست چو بادام برآید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4436خوب است که بی رنج طلب کام برآید

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4437حاشا که زعاشق سخن کام برآید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4438بیخواست ز دل ناله جانکاه برآید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4439لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4440هویی که مرا از دل دیوانه برآید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4441خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4442مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4443از سیر چمن کی دل افگار گشاید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4444با تنگدلی از لب خندان چه گشاید

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4445یک شعله شوخ است که دیدار نماید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4446غفلت چه اثر در دل هشیارنماید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4447با روی تو خورشید درخشان چه نماید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4448با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4449صحبت به حریفان سیه کار مدارید

17 اشعار

غزل شمارهٔ 4450از قید فلک برزده دامن بگریزید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4451فارغ بود از افسر زرین سر خورشید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4452طوفان گل و جوش بهارست ببینید

20 اشعار