غزل شمارهٔ 4446
شاعر: صائب
Toggle stanza 1غفلت چه اثر در دل هشیارنماید
11
غفلت چه اثر در دل هشیارنماید
افسانه چه با دولت بیدار نماید
22
با بخت سیه حادثه سهل عظیم است
هر خار سنانی به شب تارنماید
33
همواری تیغ آفت جانهای سلیم است
زان بد گهر اندیش که هموارنماید
44
در دیده این بی بصران عالم انوار
زنگی است که در آینه تارنماید
55
در عالم امکان چه قدر جلوه کند عشق
از چرخ در آیینه چه مقدارنماید
66
حال دل پرداغ من از دیده خونبار
چون جوش گل از رخنه دیوارنماید
77
از طبع درشت تو جهان پست وبلندست
همواره چو گشتی همه هموارنماید
88
در همت مردانه اگر کوتهیی نیست
مگریز ازان کار که دشوارنماید
99
خط بیجگران را کند از عشق گریزان
چون مورچه پیوسته به هم مارنماید
1010
خاکی که تماشاگه این بیخبران است
در دیده مابستر بیمارنماید
1111
صائب ز ملایک مطلب رتبه انسان
آیینه بی پشت چه دیدار نماید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

