غزل شمارهٔ 4448
شاعر: صائب
Toggle stanza 1با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید
11
با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید
خودداری ازین آینه چون آب نیاید
22
غافل نکند بستر گل شبنم ما را
در دیده روشن گهران خواب نیاید
33
زنجیر حریف دل خوش مشرب ما نیست
از موج عنانداری سیلاب نیاید
44
در دیده صیاد کمینگاه بهشتی است
زاهد بدر از گوشه محراب نیاید
55
بی خیرگی آیینه ز رخسارتوگل چید
چشمی که بود نرم دراوآب نیاید
66
آسودگی من ز گرفتاری خویش است
در دام محال است مرا خواب نیاید
77
چشمی که نمکسود شد از پرتو منت
از خانه تاریک به مهتاب نیاید
88
دلبسته گردون دل آسوده ندارد
استادگی از کوزه دولاب نیاید
99
صائب دل افسرده من گرم نگردد
تا بر سرم آن مهر جهانتاب نیاید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

