غزل شمارهٔ 4404
شاعر: صائب
Toggle stanza 1جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
11
جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
در پرده دل شب همه شب باده گسارند
22
هر چند که در پرده شرمندنکویان
چون باز نظر دوخته در فکر شکارند
33
لاغر کن دلها ز سرینهای گرانسنگ
فربه کن غمها ز میانهای نزارند
44
در ریختن دل همه چون باد خزانند
در پرورش جان همه چون ابر بهارند
55
یارب نرسد گرد غمی بر دل ایشان
هر چند غم صائب بیچاره ندارند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

