Toggle stanza 1
آهی که ز دلهای هوسناک برآید
1

آهی که ز دلهای هوسناک برآید

دودی است که از بوته خاشاک برآید

2

در سوزش دل کوش که در مزرعه امکان

تخمی که شود سوخته از خاک برآید

3

بیرون نبرد سرکشی از خوی نکویان

گر آه جگر سوز به افلاک برآید

4

از باده گلرنگ مرا باز شود دل

از گریه گره گر ز رگ تاک برآید

5

صبحی که تو از دل سیهی خنده شماری

آهی است که از سینه افلاک برآید

6

از گنج به افسون نکند مار جدایی

قارون چه خیال است که از خاک برآید

7

آهی که کند داغ جگر گاه فلک را

از سینه گرم و دل غمناک برآید

8

از تیرگی بخت مکن شکوه که این دود

صائب ز دل شعله ادراک برآید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور