غزل شمارهٔ 4433
Toggle stanza 1آهی که ز دلهای هوسناک برآید
11
آهی که ز دلهای هوسناک برآید
دودی است که از بوته خاشاک برآید
22
در سوزش دل کوش که در مزرعه امکان
تخمی که شود سوخته از خاک برآید
33
بیرون نبرد سرکشی از خوی نکویان
گر آه جگر سوز به افلاک برآید
44
از باده گلرنگ مرا باز شود دل
از گریه گره گر ز رگ تاک برآید
55
صبحی که تو از دل سیهی خنده شماری
آهی است که از سینه افلاک برآید
66
از گنج به افسون نکند مار جدایی
قارون چه خیال است که از خاک برآید
77
آهی که کند داغ جگر گاه فلک را
از سینه گرم و دل غمناک برآید
88
از تیرگی بخت مکن شکوه که این دود
صائب ز دل شعله ادراک برآید
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

