باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 4101تا چهره تو از می گلرنگ آل شد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4102مستانه سرو قامت او در خرام شد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4103از شب نشین هند دل من سیاه شد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4104انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4105شوق می از بهار گل اندام تازه شد

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 4106پیری که بار عشق به دوش رضاکشد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4107تا چند دل ترا به هوا وهوس کشد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4108اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4109کلفت ز چرخ دیدهٔ بیدار می‌کشد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4110آیینه‌ام ز روشنی آزار می‌کشد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4111از روی درد هر که ز دل آه می کشد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4112از هیچ کس سپهر خجالت نمی کشد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4113از سرگذشته سربه گریبان نمی کشد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4114چون غنچه هر که سربه گریبان نمی کشد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4115یک دل ز ناوک مژه او رها نشد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4116خط ترا که دید که زیر و زبر نشد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4117چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4118شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4119از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 4120ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4121دل را کجا به زلف رسا می توان رساند

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 4122طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4123از همت بلند اثر در جهان نماند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4124نه آسمان سبو کش میخانه تواند

آڈیو
9 اشعار

غزل شمارهٔ 4125جمعی که دل به طره طرار بسته اند

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4126خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4127آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4128مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4129در کوی عشق بر رخ کس در نبسته‌اند

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4130روی ترا به آتش دل‌ها برشته‌اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4131مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4132دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4133هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4134جمعی که هوش خود به می ناب داده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4135جمعی که بوسه بر قدم دار داده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4136آنان که دل به عقل خدا دور داده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4137عیش جهان به رند می آشام داده اند

16 اشعار

غزل شمارهٔ 4138هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4139جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4140جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4141جمعی که جان به لب گویا سپرده اند

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4142آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4143گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4144خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4145این غافلان که جود فراموش کرده اند

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 4146جمعی که افسر از خرد خام کرده اند

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4147این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند

16 اشعار

غزل شمارهٔ 4148مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند

19 اشعار

غزل شمارهٔ 4149گوش از برای نغمه تر آفریده اند

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4150گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند

15 اشعار