Toggle stanza 1
گوش از برای نغمه تر آفریده اند
1

گوش از برای نغمه تر آفریده اند

وز بهر روی خوب نظرآفریده اند

2

چشم از برای گریه ولب از برای آه

وز بهر داغ لخت جگر آفریده اند

3

مقصود از صدف گهر آبدار اوست

از بهر اشک دیده تر آفریده اند

4

بی شک گرم یک مژه برهم زدن مباش

کاین رشته را برای گهر آفریده اند

5

هر چهره نیست قابل خونابه سرشک

کاین سکه بهر روی چو زر آفریده اند

6

مگشا به هر سمنبری آغوش خویش را

کاین هاله را برای قمر آفریده اند

7

خط را برات بر لب خوبان نوشته اند

از بهر مور تنگ شکر آفریده اند

8

سنگ است باب خنده بیجای غافلان

از بهر کبک کوه وکمر آفریده اند

9

انصاف نیست هیزم دوزخ کند کسی

نخلی که از برای ثمر آفریده اند

10

صائب بود ز کیسه دریا سخای ابر

دل را برای دیده ترآفریده اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور