Toggle stanza 1
جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
1

جمعی که افسر از خرد خام کرده اند

از بحر اختصار به یک جام کرده اند

2

در بند غم منال که مرغان دوربین

سیر چمن ز روزنه دام کرده اند

3

مستان ز قید شنبه وآدینه فارغند

رو در پیاله پشت به ایام کرده اند

4

در علم آشنایی آن چشم عاجزند

آنان که وحش را به فسون رام کرده اند

5

صد بر گریز ناخن تدبیر دیده است

این غنچه گره که دلش نام کرده اند

6

صائب ز آگهی است که دریاکشان عشق

عادت به خامشی چو لب جام کرده اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…