غزل شمارهٔ 4105
Toggle stanza 1شوق می از بهار گل اندام تازه شد
11
شوق می از بهار گل اندام تازه شد
پیوند بوسه ها به لب جام تازه شد
22
از چهره گشاده سیمین بران باغ
آغوش سازی طمع خام تازه شد
33
زان بوسه های تر که به شبنم زگل رسید
امید من به بوسه وپیغام تازه شد
44
میلی که داشتند حریفان به نقل ومی
از چشمک شکوفه بادام تازه شد
55
از نوبهار سبزه مینا کشید قد
از آب تلخ می جگر جام تازه شد
66
زان خنده ای که غنچه به روی نسیم کرد
شاهد پرستی دل خود کام تازه شد
77
داغی که به به خون جگر کرده بود دل
از روی گرم لاله گلفام تازه شد
88
شب از شکوفه روز شد وروز شب زابر
هنگامه مکرر ایام تازه شد
99
حاجت به رفتن چمن از کنج خانه نیست
زینسان که از بهار در وبام تازه شد
1010
زاحرامی شکوفه ولبیک بلبلان
دل را به کعبه رغبت احرام تازه شد
1111
صائب ترا زسردی دوران خزان مباد
کز نوبهار طبع تو ایام تازه شد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آڈیو
0:000:00
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

