باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 3901سزد که خرده جان را کند نثار سپند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3902چه دیده است در آن آتشین عذار سپند
15 اشعار
غزل شمارهٔ 3903فسردگان که طلسم وجود نشکستند
15 اشعار
غزل شمارهٔ 3904خوش آن کسان که دردل برآرزو بستند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3905سحر که چهره خورشید را به خون شستند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3906هزار نقش مخالف به کار ما کردند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3907سبکروان که طلبکار یار می گردند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3908اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3909کسان که جانب هم را نگه می دارند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3910سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3911به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3912سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3913خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3914مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3915سخنوران که درین بوستان نوا سازند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3916خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3917درین ریاض دلی را که آب میسازند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3918چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3919چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3920ز خود برآمدگان رستگار می باشند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3921در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3922ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3923چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3924چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3925بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3926دلی که آتش روی تواش کباب کند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3927چو در پیاله رنجش می عتاب کند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3928ز درد چهره محال است مرد زرد کند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3929فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3930چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3931اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3932جمال را نگه تلخ او جلال کند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3933اجل چه کار به جانهای با کمال کند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3934به هر چمن قد موزون او خرام کند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3935نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3936لبش به خنده دل غنچه را دونیم کن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3937نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3938سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3939بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3940اگر به قامت رعنای او نظاره کند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3941دماغ سوختگان را شراب تازه کند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3942کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3943کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3944سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3945سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3946خوشا کسی که به دامان خود قدم شکند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3947مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3948ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3949ز دل نگشت مرا آه سینه تاب بلند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3950سپند خال لبت آتشین عذارانند
7 اشعار

