Toggle stanza 1
ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند
1

ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند

تو چون ز پرده برآیی همه یک آهنگند

2

در آفتاب قیامت چه رویها سازند

جماعتی که چو گل پای تا به سر رنگند

3

به داغ چاره دیوانگان عشق مکن

که این پلنگ وشان با ستاره در جنگند

4

چو آب مردم روشندل از تنک رویی

به جام وشیشه وسنگ وسفال یکرنگند

5

سپهر کوزه سربسته ای است در خم او

ازان شراب که مستان عشق گلرنگند

6

مپرس سوختگان را ز سختی ایام

که آرمیده چو تخم شراره در سنگند

7

از آن گروه طلب چون شکر حلاوت عیش

که در شکنجه ایام از دل تنگند

8

مبین به دست نگارین نازک اندامان

که در فشردن دل سخت آهنین چگند

9

کدام آینه صائب مرا تواند دید

کز آب گوهر من نه سپهر در زنگند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور