Toggle stanza 1
بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
1

بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند

به تخم سوخته دلسوزی زمین چه کند

2

گل پیاده اوسرورا خجل دارد

اگر سوار شود در میان زین چه کند

3

اگر نه فکر عقیق دهان او باشد

کسی علاج جگرهای آتشین چه کند

4

چه مرده اید که رحمت به ما چه خواهد کرد

جز این لطف کند یار نازنین چه کند

5

ز وصف ذره بودبی نیاز پرتومهر

سخن بلند چو افتاد آفرین چه کند

6

یکی است نسبت برق فنا به آهن و موم

حصار عافیت خودکس آهنین چه کند

7

خیالش از دل تنگم چه می کشد صائب

به تنگنای صدف گوهر ثمین چه کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور