غزل شمارهٔ 3915

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سخنوران که درین بوستان نوا سازند
1

سخنوران که درین بوستان نوا سازند

کباب یکدگر از شعله های آوازند

2

مبین به چشم حقارت شکسته بالان را

که در گرفتن عبرت هزار شهبازند

3

چگونه کاسه پرزهر مرگ را نوشند

جماعتی که بدآموز نعمت ونازند

4

شوندکامروا چون دعای دامن شب

جماعتی که مشکین خطان نظربازند

5

هلاک کنج لب وگوشه های آن چشمم

که دلپذیر تر از گوشه های شیرازند

6

ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان

گذشتگان پل این سیل خانه پردازند

7

نمی رسند به معراج گفتگو صائب

جماعتی که به دعوی بلند پروازند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور