غزل شمارهٔ 3910

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
1

سمنبران که به لب آبدار چون گهرند

به چهره از جگر عاشقان برشته ترند

2

نظر سیاه مگردان به لاله رخساران

که برگریز دل ونوبهار چشم ترند

3

به آسیای فلک دانه ای نخواهد ماند

چنین که سنگدلان در شکست یکدیگرند

4

خبر ز خرده عیب نهان هم دارند

به قدر آنچه ز خود این گروه بیخبرند

5

نفس چو صبح نسازند زیر گردون راست

سبکروان که ازین راه دور باخبرند

6

به روشنایی شمع مزار سوگندست

که مردگان به ازین زندگان بی اثرند

7

حضور سوختگان مغتنم شمر صائب

که روشنان جهان چون ستاره سحرند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور