غزل شمارهٔ 3921
شاعر: صائب
Toggle stanza 1در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
چه دولتی است که مارا همان به ما بخشند
سعادت ازلی جو که در گذر باشد
سعادتی که ز بال وپر هما بخشند
فریب جودفرومایگان مخور زنهار
که می کنند ترا خرج تا عطا بخشند
هزار پیرهن گل به خار بخشند
چه می شود دل صدپاره ای به ما بخشیدند
مکن ز بخت شکایت که می شود خودبین
به پشت آینه چون رو اگر صفا بخشند
دهند اگر به تو دربسته خلد چندان نیست
که گوشه ای به تو از عالم رضا بخشند
اگر به تنگدلی همچو غنچه صبر کنی
ترا هم از گره خود گرهگشا بخشند
فلک چو مهره مومین بود به فرمانش
به هر که قوت سرپنجه دعا بخشند
تن سفالی خود را بهم شکن صائب
که در عوض به تو جام جهان نما بخشند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
نه عاقلند که طفلان ناخردمند
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 950
به بوستان ولایت کهن درخت بلند
که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 16 - فی تاریخ وفاتة قدس سره
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 38
بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 913
فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 937
حریف عمر به سر برده در فسق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 21
نیافرید خدایت به خلق حاجتمند
به شکر نعمت حق در به روی خلق مبند
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 24
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 77
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 338
غلام زنده دلانم که عاشق سره اند
نه خانقاه نشینان که دل بکس ندهند
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 8
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

