شمارهٔ 16 - فی تاریخ وفاتة قدس سره

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
به بوستان ولایت کهن درخت بلند
1

به بوستان ولایت کهن درخت بلند

که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند

2

چو شاخ سدره نه در سربلندیش همتا

چو باغ روضه نه در میوه بخشیش مانند

3

فروغ آن به فیوض کرم گرانمایه

اصول آن به صفات قدم قوی پیوند

4

به بذل میوه غذای هزار روزیخواه

به بسط سایه پناه هزار حاجتمند

5

ستوده خواجه عبیدالله آن که در همه عمر

جز از شهود حقیقت نشد دلش خرسند

6

به هشتصد و نود و پنج صرصر اجلش

نکرده رحم بر اهل جهان ز بیخ بکند

7

گذشته پاسی از آخرین شب از ماهی

که شمع جمع رسل را در او رسید گزند

8

نبود رفتن او همچو دیگران جامی

ز دهر حادثه زای و سپهر فتنه پسند

9

چو جذب معنی وحدت به عارف آرد روی

نه ممکن است که ماند به قید صورت بند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جوان و پیر که در بند مال و فرزندند

نه عاقلند که طفلان ناخردمند

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 950

جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست

همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 38

بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

که باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 913

فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند

از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 937

حریف عمر به سر برده در فسق و فجور

به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند

سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 21

نیافرید خدایت به خلق حاجتمند

به شکر نعمت حق در به روی خلق مبند

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 24

حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور

به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 77

در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند

چه دولتی است که مارا همان به ما بخشند

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3921

مرا همیشه دل از وصل یار می شکند

سبوی من به لب جویبار می شکند

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3947

بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند

که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 338

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور