شمارهٔ 16 - فی تاریخ وفاتة قدس سره
شاعر: جامی
Toggle stanza 1به بوستان ولایت کهن درخت بلند
به بوستان ولایت کهن درخت بلند
که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند
چو شاخ سدره نه در سربلندیش همتا
چو باغ روضه نه در میوه بخشیش مانند
فروغ آن به فیوض کرم گرانمایه
اصول آن به صفات قدم قوی پیوند
به بذل میوه غذای هزار روزیخواه
به بسط سایه پناه هزار حاجتمند
ستوده خواجه عبیدالله آن که در همه عمر
جز از شهود حقیقت نشد دلش خرسند
به هشتصد و نود و پنج صرصر اجلش
نکرده رحم بر اهل جهان ز بیخ بکند
گذشته پاسی از آخرین شب از ماهی
که شمع جمع رسل را در او رسید گزند
نبود رفتن او همچو دیگران جامی
ز دهر حادثه زای و سپهر فتنه پسند
چو جذب معنی وحدت به عارف آرد روی
نه ممکن است که ماند به قید صورت بند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
نه عاقلند که طفلان ناخردمند
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 950
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 38
بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 913
فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 937
حریف عمر به سر برده در فسق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 21
نیافرید خدایت به خلق حاجتمند
به شکر نعمت حق در به روی خلق مبند
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 24
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 77
در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
چه دولتی است که مارا همان به ما بخشند
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3921
مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
سبوی من به لب جویبار می شکند
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3947
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 338
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

