Toggle stanza 1
کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
1

کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند

که تخم سوخته را ابر داغ تازه کن

2

کجاست سوختگان را دماغ خودسازی

به ناخن دگران لاله داغ تازه کند

3

درین بهار که صد جامه خار گردانید

نشد که جامه خودسروباغ تازه کند

4

دماغ سافی ما می خورد ز جیحون آب

مگر به خون جگر، دل دماغ تازه کند

5

ز خط سیه نشودروز آتشین رویی

که داغ کهنه ما را به داغ تازه کند

6

دلی که داغ نهان نیست مجلس افروزش

دماغ خود به کدامین ایاغ تازه کند

7

ز داغ سینه من آب وتاب دیگر یافت

که تازه رویی گل جان باغ تازه کند

8

درین صحیفه من آن خامه سیه روزم

که مغز خشک به دودچراغ تازه کند

9

دمی که صائب ازوبوی صدق می آید

چوباد صبح جهان را دماغ تازه کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور