غزل شمارهٔ 3927
شاعر: صائب
Toggle stanza 1چو در پیاله رنجش می عتاب کند
11
چو در پیاله رنجش می عتاب کند
پیاله روترش از تلخی شراب کند
22
نسیم بی ادب امروز تند می آید
مباد رخنه در آن غنچه نقاب کند
33
رخش ز باده فروزان شدآفتاب کجاست
که بهر خرمن خود برق انتخاب کند
44
ز سوزعشق رگ وریشه ام چنان گرم است
که برق راخس وخاشاک من کباب کند
55
غبار خاطر من گربه گریه آمیزد
چه خاکها که نه در کاسه حباب کند
66
فروغ عقل شود محو چون ستاره صبح
چوآفتاب قدح پای در رکاب کند
77
بس است شوربرآمدزجان مخموران
تبسم تو نمک چند در شراب کند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

