Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 701دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
9 couplets
غزل شمارهٔ 702روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
9 couplets
غزل شمارهٔ 703رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 704گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 705مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد
8 couplets
غزل شمارهٔ 706بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
11 couplets
غزل شمارهٔ 707رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
7 couplets
غزل شمارهٔ 708شب زیاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
8 couplets
غزل شمارهٔ 709زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 710خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
9 couplets
غزل شمارهٔ 711ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
7 couplets
غزل شمارهٔ 712هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 713شب ز سوزی که بر این جان حزین میگذرد
8 couplets
غزل شمارهٔ 714ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 715آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
8 couplets
غزل شمارهٔ 716هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
6 couplets
غزل شمارهٔ 717آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
8 couplets
غزل شمارهٔ 718تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند
8 couplets
غزل شمارهٔ 719گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود
7 couplets
غزل شمارهٔ 720مست من بی خبر از بزم چو در خانه شود
9 couplets
غزل شمارهٔ 721گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
Audio
10 coupletsغزل شمارهٔ 722عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
10 couplets
غزل شمارهٔ 723مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
8 couplets
غزل شمارهٔ 724خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
7 couplets
غزل شمارهٔ 725چه کند دل که جفای تو تحمل کند
8 couplets
غزل شمارهٔ 726لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند
7 couplets
غزل شمارهٔ 727لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 728تو که روزت به نشاط دل و جان میگذرد
7 couplets
غزل شمارهٔ 729چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
7 couplets
غزل شمارهٔ 730یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 731سبزهها میدمد و آب روان میآید
9 couplets
غزل شمارهٔ 732اینچنین تند که آن قلبشکن میآید
7 couplets
غزل شمارهٔ 733گرچه در کشتن عشاق زبون میآید
9 couplets
غزل شمارهٔ 734باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
7 couplets
غزل شمارهٔ 735باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
6 couplets
غزل شمارهٔ 736خشمگین یار مرا دل به رضا باز آمد
11 couplets
غزل شمارهٔ 737عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
6 couplets
غزل شمارهٔ 738وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد
9 couplets
غزل شمارهٔ 739از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
5 couplets
غزل شمارهٔ 740باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
7 couplets
غزل شمارهٔ 741گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
5 couplets
غزل شمارهٔ 742دانم، ای دوست که در خانه شرابت باشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 743بر من، ار دولت وصل تو مقرر میشد
6 couplets
غزل شمارهٔ 744ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 745بس که خون جگر از راه نظر بیرون شد
6 couplets
غزل شمارهٔ 746هرکسی روز وداع از پی محمل میشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 747هر کرا داعیه درد طلب پیدا شد
7 couplets
غزل شمارهٔ 748گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شد
5 couplets
غزل شمارهٔ 749چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
7 couplets
غزل شمارهٔ 750تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
6 couplets

