غزل شمارهٔ 707
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
11
رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
ماه نو طره مشکین تو در دام کشید
22
با سر زلف همی خواست کند گستاخی
مشک را نافه چنان کشت که در کام کشید
33
روز بازار چمن را به بهایی نستاند
لاله از خاک تو، گر چه درمی وام کشید
44
صبح روی تو بدینسان که برآمد امروز
تو مبر ظن که چو من سوخته تا شام کشید
55
با وصال تو به یک لحظه فراموش کند
هر که جور فلک و محنت ایام کشید
66
دل به کامی برسد از تو هم آخر روزی
غصه کار خود از عالم خودکام کشید
77
نام عشق است بلای دل و آخر به جهان
سر پس نام برون خسرو بدنام کشید
Sources
Persian text source: Ganjoor

