غزل شمارهٔ 703
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
11
رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
این کله بر سر آن ترک سرانداز بماند
22
گفتمی نام تو و زیستمی هر دم پیش
که ز لب کم نشود کام تو و گاز بماند
33
گه رود جان و گهی باز بیاید در تن
گه به تاباک در اندیشه آن ناز بماند
44
باد چستی که بر آید سر عشاق ز دوش
این هوا در سر آن سرو سرافراز بماند
55
بستن چشم ندانم که چه باشد، آنگاه
که برفت از نظر و دیده من باز بماند
66
زاهدی در تو نظر کرد، صلاحش بردی
به یکی بازی ازان چشم دغابار بماند
77
ناله ناخوش خسرو که ز غم می آید
خجل آواز که چون مطرب ناساز بماند
Sources
Persian text source: Ganjoor

