غزل شمارهٔ 713
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1شب ز سوزی که بر این جان حزین میگذرد
11
شب ز سوزی که بر این جان حزین میگذرد
شعله آه من از چرخ برین میگذرد
22
منم و گریه خون هر شب و کس آگه نیست
با که گویم که مرا حال چنین میگذرد
33
سوزم آن نیست که از تشنگیم سینه بسوخت
آن است سوزم که به دل ماء معین میگذرد
44
زاهد، از صومعه زنهار که بیرون نروی
که ازان سوی بلای دل و دین میگذرد
55
میگذشتی شب و از ماه برآمد فریاد
کاین چه فتنه است که بر روی زمین میگذرد
66
باد از بوی تو مست است دلیریش نگر
که دوان پیش شه تختنشین میگذرد
77
قطب دنیا که فلک هرچه کند کار تمام
همه در حضرت آن رای متین میگذرد
88
گر کنی جور وگر تیغ زنی بر خسرو
همچنان دان که همان نیز و همین میگذرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

