Toggle stanza 1
هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
1

هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند

بر دل زیرک و بر جان خردمند کند

2

زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای غمم

گر شود کوته، از آنجا همه پیوند کند

3

آن خیال است که آیینه نماید چو تویی

آینه ماه شما را به که مانند کند؟

4

نیم شب ز آتش دل روز کنم در تو، ولی

دل چه داند که چنین روز شبی چند کند؟

5

گیسوی پر گرهت رشته بت را ماند

که دل گرم من سوخته را بند کند

6

چون وفا نیست ترا، خسرو مسکین چه کند؟

دل ضرورت به جفاهای تو خرسند کند

Sources

Persian text source: Ganjoor