باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 5203نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5204نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5205غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5206زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
5 اشعار
غزل شمارهٔ 5207قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
5 اشعار
غزل شمارهٔ 5208نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5209زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5210کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک
15 اشعار
غزل شمارهٔ 5211بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5212از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5213جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5214داده است بس که سینه صافم جلای اشک
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5215از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5216از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5217خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
17 اشعار
غزل شمارهٔ 5218دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5219از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5220زلف تو نفس در جگر باد کند مشک
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5221ندامت بود بار مطلوب خشک
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5222جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5223پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ
21 اشعار
غزل شمارهٔ 5224می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5225می شود دایره خلق ز بیماری تنگ
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5226می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ
17 اشعار
غزل شمارهٔ 5227پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5228جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5229به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5230آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5231از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5232از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
27 اشعار
غزل شمارهٔ 5233چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
5 اشعار
غزل شمارهٔ 5234خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5235عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5236نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5237نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5238نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5239بدر از روشنی عاریه گردید هلال
21 اشعار
غزل شمارهٔ 5240عشق را نغمه داود بود شیون دل
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5241مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5242تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5243دل شبها مشو از دیده گریان غافل
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5244من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5245شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5246خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5247گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5248نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5249چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5250نمی روم قدمی راه بی اشاره دل
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5251قدم برون منه از آستان خانه دل
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5252گذشت عمر ازین خاکدان برآ ای دل
15 اشعار

