غزل شمارهٔ 5215
Toggle stanza 1از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
11
از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
بحر سراب را چه بود جز سحاب خشک ؟
22
در زهد من نهفته بود رغبت شراب
چون نغمه های تر که بود در رباب خشک
33
از سوز عشق گریه من شد بدل به آه
خون مشک گشت درجگر این کباب خشک
44
بگذشت آب عمر و مرا دربساط ماند
چون موجه سراب همین پیچ و تاب خشک
55
آخر مروت است کز آن لعل آبدار
باشد نصیب سوخته جانان جواب خشک
66
جز آه سرد، آینه ام حاصلی نداشت
زنگ است سبزه ای که بروید ازآب خشک
77
باآبرو بساز که جاوید زنده ماند
چون خضر هرکه کرد قناعت به آب خشک
88
از روشنان چرخ سخاوت طمع مدار
کز شبنم آبرو طلبد آفتاب خشک
99
دایم بود چو آبله سیراب گوهرش
هرکس قدم به صدق نهد درسراب خشک
1010
باور که می کند که ازان تیغ آبدار
چون جوهرست قسمت من پیچ و تاب خشک؟
1111
صائب امید من ز بزرگان بریده شد
تاشد ز کوه قسمت سایل جواب خشک
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

