غزل شمارهٔ 5236
Toggle stanza 1نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل
11
نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل
در حریم بیضه خلوت داشتم با بوی گل
22
آب چشم بلبلان آیینه داری می کند
می نهد شبنم عبث آیینه بر زانوی گل
33
در گلستانی که رخسار تو گردد بی نقاب
رنگ نتواند گرفتن خویش را بر روی گل
44
عشق در مستی عنان شرم می دارد نگاه
ناله بلبل نپیچد از ادب با بوی گل
55
بلبلان چون سر ز زیر بال بیرون آورند
در گلستان که باشد خار همزانوی گل
66
فارغم از دور باش خار و منع باغبان
من که از گل قانعم صائب به گفت و گوی گل
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

