غزل شمارهٔ 5228
شاعر: صائب
Toggle stanza 1جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ
چکیده جگر شعله است نغمه عود
کمند عشرت رم کرده است رشته چنگ
هوای چیدن گل دارم از گلستانی
که باغبان جهد از خواب از پریدن رنگ
سفینه املم در محیطی افتاده است
که هست رشته شیرازه اش ز پشت نهنگ
دلم به اختر بدروز سینه صاف شود
ستاره پنبه گذارد اگر به داغ پلنگ
شراب عشق درآید اگر به خانه زور
شود ز سایه میناکبود چهره سنگ
به قید رسم گرفتار شد دل صائب
مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ
شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1902
رساندهایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1904
ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ
چو اشک شمع چکیدهست خونم آنسوی رنگ
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1906
درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ
بر آبگینه ارباب همت آید سنگ
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 551
تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1327
حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1328
تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ
که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ
عرفیقصیدههاشمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام
منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ
نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ
عرفیقصیدههاشمارهٔ 25 - تجدید مطلع
ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ
که تنگدست به نوروز و عید دارد جنگ
نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22 - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

