غزل شمارهٔ 5228

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
1

جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ

2

چکیده جگر شعله است نغمه عود

کمند عشرت رم کرده است رشته چنگ

3

هوای چیدن گل دارم از گلستانی

که باغبان جهد از خواب از پریدن رنگ

4

سفینه املم در محیطی افتاده است

که هست رشته شیرازه اش ز پشت نهنگ

5

دلم به اختر بدروز سینه صاف شود

ستاره پنبه گذارد اگر به داغ پلنگ

6

شراب عشق درآید اگر به خانه زور

شود ز سایه میناکبود چهره سنگ

7

به قید رسم گرفتار شد دل صائب

مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1902

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1904

ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

چو اشک شمع چکیده‌ست خونم آنسوی رنگ

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1906

درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ

بر آبگینه ارباب همت آید سنگ

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 551

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1327

حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1328

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 25 - تجدید مطلع

ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ

که تنگدست به نوروز و عید دارد جنگ

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22 - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور