غزل شمارهٔ 5231
Toggle stanza 1از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
دیوانه وار پیرهن گل درید رنگ
تا روی آتشین تو درباغ جلوه کرد
از روی گل چو قطره شبنم چکید رنگ
تا چهره لطیف تو گلگل شد از شراب
در تنگنای غنچه ز خجلت خزید رنگ
شد تا رخ همیشه بهار تو بی نقاب
پیوند خود ز چهره گلها برید رنگ
در جام لاله و قدح گل غریب بود
در دور عارض توبه مصرف رسید رنگ
بال و پر رمیدن رنگ است موج آب
در لعل آبدار تو چون آرمیده رنگ
باشد به زیر تیغ زآسیب چشم زخم
بر رخت هرکه پنجه خونین کشید رنگ
پای حنا گرفته ز رفتار عاجز ست
هرگز به گرد بو نتواند رسید رنگ
بال و پر همند حریفان سست عهد
بو می رود به باد چو از گل پرید رنگ
امید باز گشت گل بی بصیرتی است
آن را کز آفتاب قیامت پرید رنگ
شد روی آسمان شفقی از سرشک من
از باده شیشه را به رگ و پی دوید رنگ
آلوده کی شود به علایق روان پاک
کز زخم تیغ تیز برآید سفید رنگ
صائب شکسته باش که این شوخ دیدگان
بر روی هیچ کس نتوانند دید رنگ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

