غزل شمارهٔ 5248

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابخجل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
1

نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل

که خود حساب نمی گردد از حساب خجل

2

نکرد تربیت عشق در دلم تاثیر

چو تخم سوخته گردیدم از سحاب خجل

3

چنین که من خجل از سایلم ز بی برگی

ز تشنگان نبود موجه سراب خجل

4

ز سنگ ناوک ابرام بر نمی گردد

گدا نمی شود از سختی جواب خجل

5

پس ازتمام شدن ازچه روی می کاهد

ز نور عاریه گر نیست ماهتاب خجل

6

دهد گشودن لب انفعال نادان را

که هست خانه مفلس ز فتح باب خجل

7

ز خط به چشم هوسناک شد جهان تاریک

که کور فهم شد زود ازکتاب خجل

8

نظاره اش به نظر اشک گرم می آرد

شد از عذار تو از بس که آفتاب خجل

9

جواب آن غزل حافظ است این صائب

که کس مباد ز کردار ناصواب خجل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور